دیکشنری فارسی

embrasure

معنی فارسی

پخ درگاه ، پشت درفارسي ، مزغل ،

مزغلي که پهلوهاي آن پخ دارد

معنی کامل و مثال‌ها

/em brā´zhǝr, im-/n.

● (معماری) جای پنجره در دیوار (به ویژه اگر عرض آن در درون اتاق بیشتر از بیرون اتاق باشد)

● (در بارو و دژ) مزغل، سوراخ دیوار، سوراخ بارو (برای تیراندازی)

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'embrasure', from 'embraser' meaning 'to cut at a slant, to widen an opening'.

مثال

  • The castle's embrasures were designed for archers to safely fire arrows at attackers.
  • He peered through the embrasure, watching for the enemy's approach.
  • The fort's walls were dotted with embrasures for cannons.

ترکیب‌های رایج

Embrasure in Embrasure of

تعریف انگلیسی

noun
  1. an opening (in a wall or ship or armored vehicle) for firing through

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن