دیکشنری فارسی

emcee

US'em'si:

معنی فارسی

سرپرست تشريفات، سرميزبان، نمايشگردان

سرميزباني کردن، نمايشگردانيکردن،

نمايش يا برنامه را سرپرستي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/em´sē´/n., vt., vi.

● (عامیانه)

● سرپرست تشریفات، (برنامه های تلویزیونی و غیره) سرمیزبان، نمایش‌گردان

● سرمیزبانی کردن، نمایش‌گردانی کردن، نمایش یا برنامه را سرپرستی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a person who acts as host at formal occasions (makes an introductory speech and introduces other speakers)
  2. act as a master of ceremonies “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن