دیکشنری فارسی

emcee

US'em'si:

معنی فارسی

سرپرست تشريفات، سرميزبان، نمايشگردان

سرميزباني کردن، نمايشگردانيکردن،

نمايش يا برنامه را سرپرستي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/em´sē´/n., vt., vi.

(عامیانه)

سرپرست تشریفات، (برنامه های تلویزیونی و غیره) سرمیزبان، نمایش‌گردان

سرمیزبانی کردن، نمایش‌گردانی کردن، نمایش یا برنامه را سرپرستی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن