دیکشنری فارسی

emcumbered with debts

معنی فارسی

زير بار قرض يا بدهي

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن