emendable معنی فارسی اصلاح پذير قابل تصحيح واژههای دیگر با معنی «اصلاح پذير» mendable اصلاح پذير، تعمير بردار reformable اصلاح پذير، بهبودپذير refornable اصلاح پذير. reconcilable اشتي دادن، اصلاح پذير، التيام پذير corrigible درست شدني، اصلاح پذير، قابل تصحيح rectifiable درست شدني، اصلاح پذير، رفع شدني improvably بطور قابل ترقي، اصلاح پذير amendable قابل اصلا ح، اصلاح پذير modifiable تغيير پذير، اصلاح پذير alterable memory حافظه تغييرپذير، حافظه اصلاح پذير