دیکشنری فارسی

emissive

معنی فارسی

بيرون دهنده نشرکننده

معنی کامل و مثال‌ها

/ē mis´iv, i-/adj.

● صدوری، گسیلشی، ارسالی، برون فرستانه، وابسته به برون تابی یا برون پاشی

● قادر به برون فرستی، گسیلنده، برون‌پاش

emissive nebula

سحاب گسیلشی

واژه‌های دیگر با معنی «بيرون دهنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن