employee or employe
معنی کامل و مثالها
/em ploi´ē,im-/n.
● کارمند، عضو (اداره و غیره)، مستخدم
one of the employees of our company
یکی از کارمندان شرکت ما
/em ploi´ē,im-/n.
● کارمند، عضو (اداره و غیره)، مستخدم
one of the employees of our company
یکی از کارمندان شرکت ما
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن