دیکشنری فارسی

emprise or emprize

معنی کامل و مثال‌ها

/em prīz´/n.

● (قدیمی)

● اقدام، مبادرت (به عمل مخاطره دار یا ابتکاری)

● شجاعت، دل و جرات

warriors of great emprise

جنگجویان پر دل و جرات

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن