empty handed معنی فارسی تهيدست بينوا بدون هديه دست خالي. واژههای دیگر با معنی «تهيدست» indigent تهيدست، تنگدست، نيازمند unfunded بدون سرمايه، تهيدست، بي بودجه . poverty stricken بي نوا، فقير، تهيدست beggarly گدامنش، پست، تهيدست impoverish بي نوا کردن، نيازمند کردن، فقير کردن