دیکشنری فارسی

emunctory

معنی فارسی

مربوط به بيني پاک کردن ، دفع کننده فضولات بدن ،

جهازدافع ياترشح

معنی کامل و مثال‌ها

/ē muŋk´tǝ rē/n., pl.

● (هر عضوی از بدن که مواد ضایع از خود بیرون بدهد مانند بینی و کلیه‌ها) آخال آور، آخال افکن، آخالگر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن