دیکشنری فارسی

enamor

UKinæmər

معنی فارسی

شيفته کردن شيفتن.

معنی کامل و مثال‌ها

/en am´ǝr, in-/vt.

(معمولا در صیغه‌ی مجهول و با: of) شیفته بودن، واله بودن، شیدا بودن، دلباخته بودن، عاشق بودن (در انگلیس enamour می‌نویسند)

I was enamored of that singer's voice

من شیفته‌ی صدای آن خواننده بودم.

Hossein was much enamored of Parvin

حسین بسیار دلباخته‌ی پروین بود.

I am not too enamored of going to their house

از فکر رفتن به خانه‌ی آنها چندان خوشم نمی‌آید.

ریشه و کاربرد

Verb

To fill with love, to charm or captivate.

ریشه

Derived from the Old French 'enamourer', meaning 'to fall in love with'.

مثال

  • His kindness and generosity completely enamored me.
  • She was enamored by the stunning landscape.
  • The audience was enamored with the actor's performance.

ترکیب‌های رایج

Enamor with Enamor by

واژه‌های دیگر با معنی «شيفته کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن