enchased with gems معنی فارسی گوهرنشان جواهرنشان مرصع واژههای دیگر با معنی «گوهرنشان» gemmed گوهرنشان، جواهرنشان، مرصع ornamented with jewles گوهرنشان، آراسته به جواهر enjewel باگوهراراستن، گوهرنشان کردن gem گوهر، جواهر، سنگ گران بها