encke معنی فارسی انکه واژههای دیگر با معنی «انکه» secondly دوم انکه، ثانيا thirdly سوم انکه، ثالثا tenthly دهم انکه primo نخست انکه، اولا fourthly چهارم انکه، چهارم، رابعا eighthly هشتم (انکه)، ثامسا fifthly پنجم (انکه)، خامسا twelfthly دوازدهم (انکه) inoffensively بي انکه زننده باشد، يا ازاري برساند harmlessly بي انکه اسيبي رساند، بدون صدمه، بطوربي اذيت