encroachingly معنی فارسی تجاوزکارانه ازروي تخطي باتعدي بادست درازي واژههای دیگر با معنی «تجاوزکارانه» outrageous تجاوزکارانه، جسارت آميز، زشت jingo کسي که به عنوان ميهن پرستي از سياست، جنگجويانه و تجاوزکارانه دولت خود، طرفداري مي کند vital necessity ضرورت حياتي، پديده اي که دولتها با توسل به آن بسياري، از اعمال غير منطقي يا نامشروع يا