end of beam معنی فارسی سر تير واژههای دیگر با معنی «سر تير» flying shot تير سر پرواز freely supported beam تير دو سر آزاد field point سر تير بسيار نازک go no go آچار تنظيم فاصله سر تير بار کاليبر 12/7، آچار تنظيم فاصله پيشاني گلنگدن scarf joint جايي که دو سر تير رانيم ونيم کرده با هم جفت، کرده باشند leader's rule روش تعيين مسافت امن هنگام اجراي تير، بالاي سر بوسيله تيربار، تعيين مسافت امن plunging fire آتش بالاي سر، تير با زاويه فرود زياد، آتش فرود آينده به جلو و عقب دشمن mercuries سيماب، جيوه، زيبق mercury سيماب، جيوه، زيبق lintel تير، سردر، سنگ بالاي در