دیکشنری فارسی

endoparasite

معنی فارسی

انگل دروني ،

انگلي که دردرون جانورديگرزيست ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/en´dō par´ǝ sīt´/n.

● (جانورشناسی - انگلی که در اندام‌های داخلی و بافت‌های جانور یا گیاه زیست می‌کند) درون انگل

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of various parasites that live in the internal organs of animals (especially intestinal worms)

واژه‌های دیگر با معنی «انگل دروني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن