دیکشنری فارسی

endways

معنی فارسی

ته بجلو سربسر سرپا ازطول نوک بنوک

معنی کامل و مثال‌ها

/end´wāz´/adv.

ایستاده، استوار (بر ته یا پای خود)

از سر (به طوری که سر شی رو به جلو باشد)، انتها به جلو

از درازا، دراز به دراز

سربه سر، ته به ته، لب به لب (endwise هم می‌گویند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English endways, endewais, equivalent to end +‎ ways.

مثال

  • The logs were stacked endways.
  • He moved the box endways to fit it through the door.
  • The train was coming endways.

ترکیب‌های رایج

Move something endways Look endways Stack endways Turn endways

تعریف انگلیسی

adverb
  1. on end or upright “sticks leaning against the wall endways”
  2. in or toward the direction of the ends; lengthwise “endways pressure”
  3. with the end forward or toward the observer “houses built endways”

واژه‌های دیگر با معنی «ته بجلو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن