enforcement of a judgment معنی فارسی اجراي حکم واژههای دیگر با معنی «اجراي حکم» final process دستور اجراي حکم auto da fe راي دادگاه (در مورد سوزاندن شخص مرتد در، ملاعام)، اجراي راي possession money حق الاجرا، حق النسبي، حق الحفظ