enforcement order معنی فارسی دستور اجرا واژههای دیگر با معنی «دستور اجرا» mesne process مراحل مختلفه و احکام و قرارهاي مختلف، دادگاه تا پيش از دستور اجرا do while يک دستور برنامه نويسي زبان سطح بالا که تا، موقعي که شرايط معيني وجود داشته باشد، دستورالعملهاي حلقه اي را اجرا مي کند