engine order معنی فارسی دستور ماشين واژههای دیگر با معنی «دستور ماشين» one for one مرحله اي غالبا" مربوط به يک اسمبلر که، در آن يک جمله زبان منبع به يک دستور کار، زبان ماشين تبديل مي شود