enlisted personnel معنی فارسی افراد ، پرسنل سرباز و درجه دار طبقه افراد واژههای دیگر با معنی «افراد» liberty men افراد مرخصي equal status persons افراد همپايه filler personnel افراد جايگزيني، افراد جايگزين receptee افراد مورد پذيرش، افراد پذيرفته شده، جديد يا افراد جديدي يکان rouse out بيدار کردن افراد، بالا دادن زنجير لنگر cimmerian افراد کشور ظلمات، ظلماني، تاريک. transfer station محل انتقال افراد، محل اعزام افراد aptitude area حيطه قابليت افراد، حدود شايستگي افراد، حيطه شايستگي billet slip کارت محلهاي افراد، لوحه اسکان افراد personal salute تير سلام براي افراد، مراسم سلام افراد برجسته