enntinel معنی فارسی ديده بان کشيک نگهبان واژههای دیگر با معنی «ديده بان» lookout مراقب، ديده بان، ديدگاه signal-man متصدي علائم، ديده بان software mointor مبصر نرم افزاري، ديده بان نرم افزاري، برنامه اي که براي اهداف سنجش بکار