enrollment or enrolment
معنی کامل و مثالها
/en rōl´mǝnt, in-/n.
● نامنویسی، ثبت نام، به عضویت درآوری، بردن به خدمت نظام
the enrollment of freshmen
نامنویسی دانشجویان سال اول
● فهرست نامنویسی شدگان، فهرست اعضا
● تعداد اعضا، شمار نامنویسی شدگان
what is the enrollment at your school?
مدرسهی شما چند شاگرد دارد؟