دیکشنری فارسی

ensued

UKinsjuːd USın'su:d

معنی فارسی

ازپي امدن ازدنبال امدن جستجوکردن تعقيب کردن دنبال کردن

ریشه و کاربرد

Verb

Happened or occurred afterward or as a result.

ریشه

Late Middle English from Old French ensivre, based on Latin insequi ‘follow up’.

مثال

  • A fight ensued.
  • A discussion ensued.
  • A riot ensued.

ترکیب‌های رایج

Ensued from Ensued after Chaos ensued

واژه‌های دیگر با معنی «ازپي امدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن