entent معنی فارسی ائتلاف واژههای دیگر با معنی «ائتلاف» balkan entent ائتلاف ممالک بالکان world federalism طرفداري از حکومت جهاني، ائتلاف دول. consortium کنسرسيوم، ائتلاف بنگاههاي اقتصادي، مشارکت synoecy اتحاد واتفاق، الحاق، ائتلاف synoeky اتحاد واتفاق، الحاق، ائتلاف pluralist معتقد به تعدد، تعدد حزبي، وابسته به تعدد يا ائتلاف حزبي intransigence يخت گيري در سياست، ناسازگاري، عدم تراضي intransigent يخت گيري در سياست، ناسازگاري، عدم تراضي