دیکشنری فارسی

enthrall or enthral

معنی کامل و مثال‌ها

/en thrôl´, in-/vt.

● (نادر) برده کردن، تبدیل به غلام کردن

● مسحور کردن، شیدا کردن، واله کردن، دلباخته کردن، اسیر (عشق و غیره) کردن

enthralled by her charming personality

شیفته‌ی شخصیت دلفریب او

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن