دیکشنری فارسی

entree or entrée

معنی کامل و مثال‌ها

/än´trā´, än trā´/n.

● ورود، دخول، درون رفت

● حق ورود، ورودیه، اذن دخول

● (خوراک‌پردازی) خوراک اصلی (در برابر پیش‌خوراک و غیره)، (در برخی کشورها) غذایی که پیش از خوراک اصلی داده می‌شود و یا بین خوراک ماهی و گوشت قرمز داده می‌شود

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن