دیکشنری فارسی

entrepremership

معنی فارسی

اداره و سازماندهي فعاليتهاي تجاري يا

مقاطعه کاري

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن