enwind معنی فارسی پيچيدن دور معنی کامل و مثالها /en wīnd´/vt.● (دور چیزی) پیچیدن، دور پیچ کردن واژههای دیگر با معنی «پيچيدن دور» breechcloth لنگ، پارچه ي مخصوص پيچيدن دور کمر