دیکشنری فارسی

ephemera

معنی فارسی

حشره اي که يک روز زيست ميکند ،

حشره يکروزه ، تب يکروزه

معنی کامل و مثال‌ها

/e fem´ǝr ǝ, i-/n., pl.

● زودگذر، (با فعل جمع) چیزهای زودگذر، ناپایدار (ناپایداران)، گذرا

● (حشره شناسی) تک روزه (از راسته‌ی بالداران کوته زی: Ephemeroptera که گونه های آن از چند ساعت تا چند روز بیشتر عمر نمی کنند - mayfly هم می‌گویند) کوته زی، کوته زیان

● (چیزهای چاپ شده مانند برنامه‌ی نمایش و غیره که کاربرد کوتاه دارند ولی برخی مردم آنها را جمع و خرید و فروش می‌کنند) کوته کار (کوته کاران)

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Greek 'ephemeros' meaning 'lasting only one day, short-lived'.

مثال

  • The museum had a fascinating collection of Victorian ephemera.
  • He collected ephemera like old tickets and postcards.
  • Ephemera from the concert included ticket stubs and flyers.

ترکیب‌های رایج

Collection of ephemera Victorian ephemera Historical ephemera

تعریف انگلیسی

noun
  1. something transitory; lasting a day

واژه‌های دیگر با معنی «حشره اي که يک روز زيست ميکند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن