epifocal
معنی فارسی
لرزه کانوني
معنی کامل و مثالها
/ep´ǝ fō´kǝl/adj.
● (واقع در مرکز زلزله یا نزدیک به آن) لرزه کانونی (epicentral هم میگویند)
لرزه کانوني
/ep´ǝ fō´kǝl/adj.
● (واقع در مرکز زلزله یا نزدیک به آن) لرزه کانونی (epicentral هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن