دیکشنری فارسی

epilogue or epilog

معنی کامل و مثال‌ها

/ep´ǝ lôg´/n.

● (بخشی که به آخر داستان یا نمایش یا کتاب افزوده می‌شود و حاوی اطلاعات اضافی یا تفسیر و غیره است) پسگفتار (در برابر: پیشگفتار prologue)، موخره (در برابر: مقدمه)، پس‌نگاشت

● (تئاتر - نطق یا شعر کوتاهی که در پایان نمایش توسط بازیگر ارائه می‌شود) پایان‌گفتار، پایان‌سخن

● (بازیگری که پایان‌گفتار را ارائه می‌دهد) پایان گفتارگر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن