equalness معنی فارسی تساوي برابري واژههای دیگر با معنی «تساوي» euality تساوي egalitarian تساوي طلب equivalence تساوي درمقدار، تعادل برابري دربها، نيروي برابر egalitarian society جامعه تساوي طلب mass-energy equation تساوي جرم و انرژي equalitarian طرفدار تساوي انسان، تساوي گراي. collegiality اشتراک و تساوي اختيارات، اين اصل: اختيارات و صلاحيتها بين پاپ و، اسقفها مشترکاست isotopy داراي تساوي در اعداد اتمي، برابري عددي اتمي. book draw تساوي کتابي يا تئوريک شطرنج rule of law قانون تساوي افراد در برابر قانون و قابل، رسيدگي بودن اعمال مامورين دولت در محاکم، عمومي