equiponderate
معنی فارسی
هم وزن بودن (با) ، موازنه کردن (با) ، هم وزن کردن
معنی کامل و مثالها
/-pän´dǝr āt´/vt.
● پارسنگ کردن
● همسنگ کردن، متعادل کردن، متوازن کردن
هم وزن بودن (با) ، موازنه کردن (با) ، هم وزن کردن
/-pän´dǝr āt´/vt.
● پارسنگ کردن
● همسنگ کردن، متعادل کردن، متوازن کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن