ermine
US'ə:mən
معنی فارسی
قاقم پوست قاقم
معنی کامل و مثالها
/u_r´min/n., pl.
● (جانورشناسی) قاقم (انواع راسوهای شمالزی که در تابستان موی قهوهای و در زمستان موی سپید دارند - از تیرهی Mustelidae)
● خز قاقم (که از آن پالتوی زنانه میسازند و حاشیهی ردای قضات برخی کشورها را با آن زینت میکنند)
● رفعت مقام، ارجمندی (در اشاره به قضات و اشراف که ردای آنها با خز قاقم زینت شده است)
تعریف انگلیسی
noun
- the expensive white fur of the ermine
- mustelid of northern hemisphere in its white winter coat
مترادفها
noun
1. Stoat (Mustela erminea).
2. Fur of the stoat.
3. Office or dignity of a judge.
4. (Heraldry) Argent, spots sable (white ground spotted with black).