دیکشنری فارسی

ermine

US'ə:mən

معنی فارسی

قاقم پوست قاقم

معنی کامل و مثال‌ها

/u_r´min/n., pl.

● (جانورشناسی) قاقم (انواع راسوهای شمال‌زی که در تابستان موی قهوه‌ای و در زمستان موی سپید دارند - از تیره‌ی Mustelidae)

● خز قاقم (که از آن پالتوی زنانه می‌سازند و حاشیه‌ی ردای قضات برخی کشورها را با آن زینت می‌کنند)

● رفعت مقام، ارجمندی (در اشاره به قضات و اشراف که ردای آنها با خز قاقم زینت شده است)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the expensive white fur of the ermine
  2. mustelid of northern hemisphere in its white winter coat

مترادف‌ها

noun
1. Stoat (Mustela erminea).
2. Fur of the stoat.
3. Office or dignity of a judge.
4. (Heraldry) Argent, spots sable (white ground spotted with black).

واژه‌های دیگر با معنی «قاقم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن