دیکشنری فارسی

erumpent

معنی فارسی

فوران کننده منفجر شونده شکوفنده .

معنی کامل و مثال‌ها

/ē rum´pǝnt/adj.

● (گیاه شناسی) برون فشان، برونپاش (مانند تخمدان یا نیام های تخم برخی گیاهان)

واژه‌های دیگر با معنی «فوران کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن