erythrism
معنی فارسی
سرخش سرخپشمي سرخپري
معنی کامل و مثالها
/er´i thriz´ǝm/n.
● (دامپزشکی - زیست شناسی - سرخی نابهنجار مو یا پشم یا پر) سرخش، سرخپشمی، سرخپری
سرخش سرخپشمي سرخپري
/er´i thriz´ǝm/n.
● (دامپزشکی - زیست شناسی - سرخی نابهنجار مو یا پشم یا پر) سرخش، سرخپشمی، سرخپری
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن