دیکشنری فارسی

erythro-

معنی کامل و مثال‌ها

/e rith´rō, -rǝ; ē-, i-/

● پیشوند:

● سرخ [erythrocyte]

● دارای اریتروسیت [erythroblast] (پیش از واکه می‌شود: erythr-)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن