دیکشنری فارسی

esterify

معنی فارسی

تبديل به استر کردن، استري کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/es ter´ǝ fī´/vt., vi.

● (شیمی) تبدیل به استر کردن، استری کردن یا شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. change (a compound) into an ester “Something ----s” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن