دیکشنری فارسی

estray

معنی فارسی

جانوراواره وبي صاحب

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ strā´/n., vi.

● (شخص یا چیزی که در جای خود نباشد) نا به جا، دور از جای خود

● (حقوق - حیوان بی صاحب یا حیوانی که گم شده و کسی ادعای مالکیت آن را نکرده است) بی صاحب، گمره، گمگشته

estray cattle

گاوهای بی‌صاحب

● رجوع شود به: to stray

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن