etched circuit معنی فارسی مدار چاپي. واژههای دیگر با معنی «مدار چاپي.» printed circuit مدار چاپي printed circuit board تخته مدار چاپي mother board برد مدار چاپي اصلي، برد مادر، برد اصلي expansion board برد مدار چاپي براي افزايش قابليتها و، توابع به سخت افزار کامپيوتر back plane يک برد مدار چاپي PCB که شامل حفره هايي، است که ساير بردها مي توانند با زاويه هاي، صحيح در آن جاي بگيرند rat's nest يک ويژگي در سيستمهاي طراحي مدار چاپي که، به استفاده کننده اجازه مي دهد تا تمام، اتصالات ميان مولفه ها را ببيند populated board يک تخته مدار چاپي که حاوي تمام مولفه ها، الکترونيکي خود مي باشد peripheral slots شکاف هاي خالي که در بعضي کامپيوترها، قرار دارند تا کارتهاي مدار چاپي بتوانند، براي بالا بردن قابليت هاي سيستم بدون