evaginate
معنی فارسی
ازتوبرگرداندن ازغلاف بيرون اوردن
معنی کامل و مثالها
/ē vaj´ǝ nāt´, i-/vt.
● (هر چیز لوله مانند یا کیسه مانند را) پشت و رو کردن، برون نیامیدن
● (با پشت و رو کردن) برجسته کردن، بیرون زده کردن
ازتوبرگرداندن ازغلاف بيرون اوردن
/ē vaj´ǝ nāt´, i-/vt.
● (هر چیز لوله مانند یا کیسه مانند را) پشت و رو کردن، برون نیامیدن
● (با پشت و رو کردن) برجسته کردن، بیرون زده کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن