eventuating
UKiventʃueitiŋ
معنی فارسی
منجرشدن منتج شدن نتيجه دادن درامدن
منجرشدن منتج شدن نتيجه دادن درامدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن