دیکشنری فارسی

evertor

معنی فارسی

عضله برون گرداننده عضله راجعه .

معنی کامل و مثال‌ها

/ē vu_rt´ǝr/n.

● (عضله‌ای که اندام را برون سوی می کند مانند ماهیچه‌ای که نوک پا را به سوی خارج می‌چرخاند) برون سویگر، برون پیچ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن