evincive
معنی فارسی
نشان دهنده دلالت کننده دال ثابت کننده
مترادفها
adjective
Demonstrative, indicative, evidential, evidentiary.
نشان دهنده دلالت کننده دال ثابت کننده
adjective
Demonstrative, indicative, evidential, evidentiary.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن