دیکشنری فارسی

ex (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/eks/prep., n., pl.

● بدون، به استثنای

ex interest

بدون (احتساب) بهره

● عاری از، خارج از، برون، همراه با (کلاس دانشگاهی بخصوص)

● (عامیانه) همسر پیشین

his two exes have sued him

دو همسر پیشین او علیه او به دادگاه شکایت برده‌اند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن