دیکشنری فارسی

ex- (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/eks, iks, egz, igz/

● پیشوند:

● به پیش، جلو، از، برون [exubate]

● ورا، ورای، آن سوی، فرا [exurb]

● دور از، خارج از [explant]

● کاملا، فراسوی، به طرف بالا، بدون، بی [exsanguine] (پیش از f می‌شود ef- و پیش از b و d و g و j و l و m و n و r و v می‌شود - e و گاهی پیش از c و s می‌شود - ec و در بسیاری از واژه‌های فرانسوی ریشه می‌شود es-)

● پیشین، قبلی، سابق [ex-president و ex-wife]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن