examinant معنی فارسی ممتحن امتحان کننده بازپرس بازجو بازرس معاينه کننده واژههای دیگر با معنی «ممتحن» examinee ممتحن، امتحان کننده، بازپرس examinate ممتحن examiner ازمونگر، ممتحن، امتحان کننده . tripos سه پايه، امتحان حساب.، ممتحن که روي سه پايه مينشست و با moderator تاظر، رئيس، مدير