دیکشنری فارسی

examinational

معنی فارسی

امتحان ازمايش بازرسي رسيدگي بازجويي تحقيق بازپرسي

واژه‌های دیگر با معنی «امتحان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن