examinatorial
معنی فارسی
وابسته به امتحان يا امتحان کننده ، آزمونگرانه
معنی کامل و مثالها
/-nǝ tôr´ē ǝl/adj.
● وابسته به امتحان یا امتحان کننده، آزمونگرانه
وابسته به امتحان يا امتحان کننده ، آزمونگرانه
/-nǝ tôr´ē ǝl/adj.
● وابسته به امتحان یا امتحان کننده، آزمونگرانه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن