exarch (1)
معنی کامل و مثالها
/eks´ärk´/n.
● (در امپراطوری بیزانس) فرماندار ایالت دورافتاده، والی
● رهبر کلیسای مستقل ارتدوکس بلغارستان
● (کلیسای ارتدوکس شرقی) اسقف، اسقف اعظم
/eks´ärk´/n.
● (در امپراطوری بیزانس) فرماندار ایالت دورافتاده، والی
● رهبر کلیسای مستقل ارتدوکس بلغارستان
● (کلیسای ارتدوکس شرقی) اسقف، اسقف اعظم
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن